السيد الخميني
413
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )
و ما آنچه بيانكردنى و مناسب است در ضمن چند فصل به رشتهء تحرير در مىآوريم ، وَعَلَى اللَّه التَّكْلانُ . فصل القاى علوم از مبادى عاليهء غيبيه ] بدانكه در محل خود مقرر است كه مقدمات قياس بالنسبة به نتايج ، و ادله [ و ] براهين در هر علمى نسبت به مدلولات و مبرهنات ، به منزلهء مُعِدّات هستند ؛ نه آنكه استقلال تامّ دارند ، و نه آنكه بىارتباط باشند يكسره با آنها « 1 » . و در اين مقام دو طايفهء جبرى و تفويضى خلاف كردند و از طريق اعتدال به يك سو شدند ؛ و هر يك به مقتضاى مذهب خود طرفى را اختيار كردند . آن يك گويد كه مقدمات مستقلند كه اگر سدّ باب عالم غيب و قبض افاضهء عالم ملكوت گردد ، انسان از نفس مقدمات علم به نتايج حاصل كند « 2 » . و ديگرى گويد كه مقدمات به كلى بىارتباط به نتايج است . و عادةاللَّه جارى شده كه پس از مقدماتْ القاى نتايج در ذهن انسان كند ؛ و مقدمات صورتاً مربوط به نتايج است و در حقيقت بىربط محض است « 3 » . و هر يك از اين دو مذهب ، چون مذهب هر يك از اين دو طايفه ، پيش ارباب معارف حقّه و علوم حقيقيه باطل ، و حق - وِفاقاً لِأهْلِه - آن است كه مقدمات ارتباط اعدادى دارند ، و نفس را حاضر نمايند از براى القاى علوم از مبادى عاليهء غيبيه در آن . و ما اكنون در صدد شرح اين مذهب و تزييف آن دو نيستيم ، زيرا كه از مقصد ما خارج است ، و ذكر آن تطفّلًا براى بيان مطلب ديگر است ، و آن آن است كه : پس از آنكه دانسته شد كه القاى علوم و معارف از عوالم غيبيه و تابع ارتباط نفوس است بدان ، چنانچه در حديث است : « ليس العلم بكثرة التعليم ، بل هو نور يقذفه [ الله ] في
--> ( 1 ) - ر . ك : كشف المراد ، ص 240 ؛ الحكمة المتعالية ، ج 2 ، ص 359 ، و ج 3 ، ص 384 ؛ شرح المنظومة ، ج 1 ، ص 288 . ( 2 ) - ر . ك : المغني في أبواب التوحيد و العدل ، قاضي عبدالجبّار المعتزلي ، ج 12 ( النظر و المعارف ) ، ص 77 . ( 3 ) - ر . ك : شرح المواقف ، ج 1 ، ص 241 ؛ شرح المقاصد ، ج 1 ، ص 236 .